عروان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عروان . [ ع َرْ ] (اِخ ) همان عُروان است جز آنکه به فتح اول خوانده شده . و گویند آن کوهی است در فلاتی بنام عَروی ̍. و برخی آن را کوهی در مکه دانسته اند که طائف بر بالای آن واقع شده است و قبایل هذیل در آنجا ساکنند. و در حجاز محلی مرتفعتر از این کوه یافت نشود بدین سبب آب و هوای طائف معتدل شده است . و گویند در این محل آب یخ می بندد و آن را تنها نقطه ای از حجاز دانسته اند که یخبندان آب در آن موجود است . (از معجم البلدان ). و رجوع به عُروان شود.
عروان . [ ع ُرْ ] (اِخ ) ابن کنانةبن خزیمة. از اجداد جاهلی است . رجوع به عروانی شود.
عروان . [ ع ُرْ ] (اِخ ) ابن جشم بن عبدشمس وائل بن الغوث . از اجداد جاهلی است . رجوع به عروانی شود.