عرفی شیرازی | غزلها | غزل شماره ۵۱۲
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
باز میخواهم که شوخ دل ربایی خوش کنم وز برای چهره سودن، خاک پایی خوش کنم باز میخواهم که چون بلبل ز شوق نو گلی از ترنمهای درد افزا نوایی خوش کنم باز میخواهم که دل در دست و جان در آستین در میان دلبران افتم، بلایی خوش کنم باز میخواهم که بنشینم به راه وعدهای خاطر خود را به هر آواز پایی خوش کنم باز میخواهم که در راه وفا یک دل شوم تا به کی هر دم دل خود را ز جایی خوش کنم باز میخواهم که بر خیزم ز بزم عافیت همچو عرفی گوشه محنت سرایی خوش کنم