عرفی شیرازی | غزلها | غزل شماره ۴۲۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ما گریبان دل از گلهای غم پر کردهایم از شراب تلخکامی جام جم پر کردهایم مژده بادای دل، نثار کام را آماده باش کز گل پژمردگی دامان غم پر کردهایم هیچ از این حسرت نمیسوزیم کز بازار فیض اهل دل جیب مراد و ما شکم پر کردهایم تیغ و سر درکف به سوی عشق رفتم، گفت رو کز شهیدان عاقبت را از عدم پر کردهایم خوش برآ عرفی زمانی با الم خاموش باش کز هجوم ناله آزار الم پر کردهایم