عرفی شیرازی | غزلها | غزل شماره ۲۴۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
آنم که تلخیام ز غم افزون نوشتهاند راز دلم به سینه مجنون نوشتهاند چون گم شود جنون، که مسیحا دمان حسن حرز کرشمه بر لب افسون نوشتهاند نرخ خرابی دو جهان میکند از آن تاریخهای ناز تو بیرون نوشتهاند بر لوح زار نام شهیدان خیال تو لذت شناس زخم شبیخون نوشتهاند آنم که ذوق دردشناسان غم، مرا سرجوش لذت غم مجنون نوشتهاند عرفی علاج تلخ دهانان هوشمند بر نوش خنده لب میگون نوشتهاند