عرفی شیرازی | غزلها | غزل شماره ۱۵۹
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گلچین عشق شو به خرد واگذار بحث تا باغ ذوق را نکند خار زار بحث انصاف ذوق را طرف بحث خویش دار از خلوت ضمیر به مجلس میار بحث زان قال را ز انجمن حال راندهاند کز روی خاموشی نشود شرمسار بحث در بحر علم گر چه سزاوار رهبری است کشتی شبهه را نبرد به کنار بحث سیلاب فتنه خانه دین را خراب کرد از بس که بر عقیده بود فتنه بار بحث بیم است که از مباحث عامی شود حکیم از بس که شبهه مینهدش در کنار بحث سعی غرور بین که به نزد مباحثان مطلب تمام گشت و همان برقرار بحث بگذر ز کسب علم که آلوده کردهاند هر مطلب تمام به چندین هزار بحث عرفی غریب تیز زبان نیست، هان فقیه بستان پیالهای و مکن اندر خمار بحث