فرهنگ لغت

عرفی شیرازی | رباعیها | رباعی شماره ۵۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

هر کس که سرش نه در گریبان فناست تا گردنش از فرق همه زخم جفاست زآنروی که تا فوق گریبان عدم آمد شد سیل غم و سنگ بلاست

معنی عرفی شیرازی | رباعیها | رباعی شماره ۵۴ | فرهنگ لغت