فرهنگ لغت

عرفی شیرازی | رباعیها | رباعی شماره ۵۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

از وصل نهان ما که غماز نیافت انجام کسی ندیده آغاز نیافت در دوست شدم محو به حدی که مرا هم دوست طلب کرد و نشان باز نیافت

معنی عرفی شیرازی | رباعیها | رباعی شماره ۵۳ | فرهنگ لغت