عرضگاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عرضگاه . [ ع َ / ع َ رَ ] (اِ مرکب ) جای عرض دادن چیزی . (آنندراج ). جای عرض و نمایش چیزی . محل عرضه . (فرهنگ فارسی معین ). معرض . نمایشگاه . عرضه گاه . عرضگه . رجوع به عرضگه و عرضه گاه شود. ◄ میدان شمار کردن سپاه . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (فرهنگ فارسی معین ). فراهم آمدنگاه دشمن . (ناظم الاطباء). میدان سان . جای سان دادن سپاه . عرضگه . عرضه گاه . لشکرگاه . رجوع به عرضگه و عرضه گاه شود : روز چهارم بابک به عرضگاه بنشست و سپاه گرد آمد. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ). سپه گرد کرد اندران، رشنواد عرضگاه بنهاد و روزی بداد. فردوسی . عرضگاه و دیوان بیاراستند کلید در گنجها خواستند. فردوسی . سپهبد بشد تا عرضگاه شاه بفرمود تا پیش او شد سپاه . فردوسی . به عرضگاه تو لشکر چنانکه پار نبود هزار و هفتصد و اند پیل بد به شمار. فرخی . گفت این فراخ و پهنا دشت گشاده چیست گفتم که عرضگاه بشد بی عدد سپاه . فرخی . لشکرگه سفاهت من عرض داد دیو من ایستاده همره عارض به عرضگاه . سوزنی . عرضگاه دشت موقف عرض جنات است از آنک مصنع او کوثر و سقاش رضوان دیده اند. خاقانی . فردا که عرضگاه محشر و هول و فزع اکبر باشد. این اهمال و امهال را چه حجت آرد. (سندبادنامه ص ٢١٧). ز بس غارت آوردن از بهر شاه غنیمت نگنجیددر عرضگاه . نظامی . شها منم که بلا را بجز فضای دلم بگاه عرض سپه نیست عرضگاه سپاه . عرفی (از آنندراج ).