عرش لوا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عرش لوا. [ ع َ ل ِ ] (ص مرکب ) که لوای آن عرش باشد. که لوایی بلند دارد : عقل که دید طلعتش حرز بر اودمید و گفت اینت شه ملک سپه، عرش لوای مملکت . خاقانی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عرش لوا. [ ع َ ل ِ ] (ص مرکب ) که لوای آن عرش باشد. که لوایی بلند دارد : عقل که دید طلعتش حرز بر اودمید و گفت اینت شه ملک سپه، عرش لوای مملکت . خاقانی .