عرش فرسا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عرش فرسا. [ ع َ ف َ ] (نف مرکب ) ظاهراً کنایه از فرشته و ملائک : هر سحرگاهش دعای صدق ران پس به سوی عرش فرسائی فرست . خاقانی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عرش فرسا. [ ع َ ف َ ] (نف مرکب ) ظاهراً کنایه از فرشته و ملائک : هر سحرگاهش دعای صدق ران پس به سوی عرش فرسائی فرست . خاقانی .