عرزم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عرزم . [ ع َ زَ ] (اِخ ) نام گورستان و مقبره ای است به کوفه و گفته اند نام محلی است به کوفه معروف به جبانة عرزم . بلاذری گوید: بطنی است از نهد، و گویند مردی است از نهد بنام عرزم . (از معجم البلدان ). کلبی گوید: جبانة (گورستان ) منسوب به عرزم است مولای بنی اسد یا بنی عبس . (از معجم البلدان ).
عرزم . [ ع ِ زَم م ] (ع اِ) شیر بیشه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). اسد. (اقرب الموارد).
عرزم . [ ع َ زَ ] (ع ص ) سخت . چیزی گرد سخت . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ (اِخ ) علم است و منه جبانة عرزم، منزلی در کوفه که فرودآمد در آن عبدالملک ابی میسر عرزمی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). رجوع به عرزمی شود.