عرر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عرر. [ ع َ رَ ] (ع اِ) گر. (منتهی الارب ). جرب . (اقرب الموارد). خارش . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ به یونانی اسم قنطوریون است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).
عرر. [ ع َ رَ ] (ع اِمص ) خردی کوهان شتر و بقولی کمی یا رفتگی آن . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). کوچکی کوهان شتر. خردی و رفتگی کوهان . (ازناظم الاطباء). ◄ (مص ) مبتلی گردیدن به جرب . ◄ خردکوهان گردیدن . (ناظم الاطباء).