عردات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عردات . [ ع َ رَ ] (ع اِ) ج ِ عردة، بمعنی صلابت و قوت . (از معجم البلدان ). رجوع به عردة شود.
عردات . [ ع َرَ ] (اِخ ) وادیی است مر بجیله را. (منتهی الارب ). وادیی است از آن بنی بجیلة. مسیر آن نصف روزه راه امتداد دارد. بالای آن عقبه ٔ تهامه و پایین آن تربة است ومیان یمن و نجد واقع شده است . (از معجم البلدان ).