عربد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عربد. [ ع ِ ب َدد / ب ِدد ] (ع ص ) درشت از هر چیزی . ◄ (اِ) خوی و عادت . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ دأب و عادت، و گفته شده است صحیح آن در دأب و عادت عرید است ؛ یقال مازال عریده ؛ کذا ای دأبه و هجیره . (از اقرب الموارد). ◄ ماری است که در دمد و نگزد. ◄ یا ماری است خبیث سرخ رنگ . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
عربد. [ ع ِ ب ِ ] (ع اِ) مار. ◄ (ص ) زمین درشت . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
عربد. [ ع ُرَ ب ِ ] (ع ص ) عُرَبِدَة. عُبْرُد. عُبَرِد. عُبارِد. جاریةٌ عُرَبِد؛ دختر سپیدرنگ، تازه بدن نازک و لرزان اندام . (از منتهی الارب، ذیل ماده ٔ «ع ب ر د»).