فرهنگ لغت

عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

عشق تو ز دست ساقیان باده بریخت وز دیده بسی خون دل ساده بریخت بس زاهد خرقه پوش سجاده نشین کز عشق تو می‌بر سر سجاده بریخت

معنی عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۲ | فرهنگ لغت