فرهنگ لغت

عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۱۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

هر شب به سر کوی تو آیم به فغان باشد که کنی درد دلم را درمان گر بر در تو بار نیابم، باری از پیش سگان کوی خویشم، بمران

معنی عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۱۹ | فرهنگ لغت