عذاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عذاری . [ ع َ ری / ع َ را ] (ع ص، اِ) ج ِ عَذْراء. (منتهی الارب ) (آنندراج ). دوشیزگان . عذارا. (در تداول فارسی ) : آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند أحلی لنا و أشهی من قبلة العذارا. حافظ.
عذاری . [ ع َ ] (ع ص، اِ) ج ِ عَذراء. رجوع به عذراء شود.