عدوانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عدوانی . [ ع ُدْ نی ی ] (ع ص نسبی ) منسوب به عدوان . ◄ تجاوزکارانه . ♦ تصرف عدوانی ؛ نوعی از غصب است . درفقه در مبحث غصب گفته اند تصرف مال غیر باشد عدواناً. در آئین دادرسی مدنی ص ٢٢١ آمده است آرد: در هر مورد کسی که مال منقولی را از تصرف متصرفی بدون رضایت او خارج نماید یا مزاحم استفاده ٔ متصرف شود تصرف عدوانی کرده است . دعوی تصرف عدوانی عبارت است از دعوی متصرف سابق که دیگری بدون رضایت او مال غیرمنقول را ازتصرف او خارج کرده و متصرف سابق اعاده ٔ تصرف خود رانسبت به آن مال درخواست نماید. (ص ٧٠). در شرایع الاسلام ص ٢٣٨ آرد: الغصب هوالاستقلال باثبات الید علی مال الغیر عدواناً.
عدوانی . [ ع َدْ ] (اِخ ) در رجال لقب ثقیف بن عمرو و سمرةبن ربیعة و جز آنهاست و نسبت آن به بنی محجربن عیاذبن یشکربن عدوان است . (ریحانة الادب ص ٦٩٣).
عدوانی . [ ع َدْ ] (اِخ ) عبدالعظیم مکنی به ابن ابی الاصبع. رجوع به ابن ابی الاصبع و نیز ریحانة الادب شود.