عثرت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عثرت . [ ع َ رَ ] (ع اِ) عثرة. خطا. گناه : چنان اقتضاء نمود که رعایت جانب قرابت و مواصلت را به اقالت عثرت عین فرض داند. (جهانگشای جوینی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عثرت . [ ع َ رَ ] (ع اِ) عثرة. خطا. گناه : چنان اقتضاء نمود که رعایت جانب قرابت و مواصلت را به اقالت عثرت عین فرض داند. (جهانگشای جوینی ).