عبید زاکانی | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۲۱ - در حقیقت احوال خود گوید
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
بیش از این از ملک هر سالی مرا خردهای از هر کناری آمدی در وثاقم نان خشک و ترهای در میان بودی چو یاری آمدی گه گهی هم باده حاضر میشدی گر ندیمی یا نگاری آمدی نیست در دستم کنون از خشک وتر زآنچه وقتی در کناری آمدی غیر من در خانهام چیزی نماند هم نماندی گر به کاری آمدی