فرهنگ لغت

عبدوس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عبدوس . [ ع َ ] (اِخ ) ابن زید. طبیب بود و در بغداد شهرت یافت و المعتضدباﷲ العباسی را معالجه کرد. او راست : کتاب التذکرة فی الطب . وی در حدود سال ٣٠٠ هَ . ق . درگذشت . (از الاعلام زرکلی ).

معنی عبدوس | فرهنگ لغت