فرهنگ لغت

عبدمناف

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عبدمناف . [ ع َ دُ م َ ] (اِخ ) ابن قصی بن کلاب از قریش از عدنان است و بنی عبدمناف از اشراف طایفه ٔ قریش بودند چنانکه شاعر گوید : اذا فخرت یوماً قریش بمفخر فعبد مناف اصلها و صمیمها. (از صبح الاعشی ج ١ ص ٣٤٧) (از الاعلام زرکلی ).

معنی عبدمناف | فرهنگ لغت