عاقر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عاقر. [ ق ِ ] (ع ص ) نحرکننده ٔ شتر و کسی که دست و پای شتر با شمشیر زند. (ناظم الاطباء). ◄ زن که آبستن نشود. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). زن که نمیزاید : و کانت امرأتی عاقراً. (قرآن ٥/١٩). ج، عُقّر و عَواقر. ◄ مرد که او را فرزند نشود. ◄ قاتل : و صمم اًذا أیقنت َ أنک عاقره ؛ أی قاتله . (اقرب الموارد). ◄ ریگ که هیچ نرویاند. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ ریگ توده . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). ◄ زن بی نظیر و عدیل . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (مهذب الاسماء).
عاقر. [ ق ِ ] (اِخ ) ریگزاری است در منازل جریرالشاعر، و بعضی گویند عاقر ریگ های بزرگ را گویند. (معجم البلدان ).