عاقد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عاقد. [ ق ِ ] (ع ص ) عقدکننده . ◄ گره زننده . (غیاث اللغات ). استوارکننده . (اقرب الموارد). ◄ جاء عاقداً عنقه ؛ آمد خم کننده گردن خود را از روی تکبر. (اقرب الموارد). ◄ در اصطلاح فقها، اجراکننده ٔ صیغه در معامله . ◄ کسی که عقد نکاح بندد. (ناظم الاطباء). ◄ آهوی گردن کج کرده یا گردن بر سرین نهاده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). ◄ ناقه ای که گره کند دم خود را و آن علامت آبستنی است از وی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).