عازم شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عازم شدن . [ زِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) آهنگ کردن . قصد کردن : یارب بفضل خویش ببخشای بنده را آن دم که عازم سفر آن جهان شود. سعدی .
واژگان فارسی سره واژهدان
روانه شدن، رهسپارشدن، رهسپار شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عازم شدن . [ زِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) آهنگ کردن . قصد کردن : یارب بفضل خویش ببخشای بنده را آن دم که عازم سفر آن جهان شود. سعدی .
واژگان فارسی سره واژهدان
روانه شدن، رهسپارشدن، رهسپار شدن