ظهیر فاریابی | قطعات | شماره ۹۴
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
صفی دین پس ازین زخمهای بیشفقت ز دست چرخ هنوزم نمیرسد ناله بجز شماتت و یأسم نداد وعده تو از آن سپس که دو ماهش گذشت از هاله جواهری که ز مدح تو نظم میکردم سخات در دل من سرد کرد چون ژاله چه سودم از ید بیضا چو تو نمیدانی بیان و حجت موسی ز بانگ گوساله یکی ازین حرکتها بود که ناگاهی فرو برد به زمین نام و ننگ صد ساله