ظهیر فاریابی | قطعات | شماره ۸۱
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
خدایگانا سالی زیادت است که من به پای حرص به گرد عراق میبدوم به چشم جز اثر عدل تو نمیبینم به گوش جز خبر جود تو نمیشنوم اگر چه تخم ثنای تو کشتهام لیکن به داس غصه شب و روز ریش میدروم قصیدهای دو کنون نظم کردهام حالی اگر بداست و گر نیک من بدان گروم نشسته منتظر آنک فرصتی باشد که آن به سمع مبارک رسانم و بروم