طمار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طمار. [ طَ ] (اِخ ) کوهی است . ◄ و گویند نام سور دمشق است . ◄ قصری است در کوفه . (معجم البلدان ).
طمار. [ طَ رَ / رِ ] (ع اِ) (کلمه ٔ غیرمنصرف ) جای بلند. گویند: انصب علیه من طَمارَ (بالفتح عن الکسائی وبالکسر عن الاصمعی )، و فی الحدیث : فلیزم نفسه من طمار؛ ای الموضع المرتفع، و قیل اسم جبیل ؛ ای لاینبغی ان یعرض نفسه للمهالک قائلاً قد توکلت . (منتهی الارب ). ♦ ابنتاطمار ؛ دو کوه پشته است بلند. (منتهی الارب ). ♦ بنات طمار ؛ سختی و داهیه . (منتهی الارب ).
طمار. [ طَ ] (ع مص ) برجستن سوی هوا. (منتهی الارب ). برجستن . (منتخب اللغات ).