طم و رم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طم و رم . [ طِم ْ م ُرِم م / رِ ] (از ع، ترکیب عطفی، اِ مرکب ) آب و خاک . ◄ خشک و تر. ◄ کثیر و قلیل . مال بسیار. (غیاث ): جاء فلان بالطم و الرم ؛ ای بالمال الکثیر، و الظاهر ان ههنا یقصد بتمامه : پس نبیند جمله را با طم و رم حب» الاشیاء یعمی و یصم . مولوی . عقل تو قسمت شده بر صد مهم بر هزاران آرزو و طم و رم . مولوی .