طغرلتگین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طغرلتگین . [ طُ رِ / رُ ت َ ] (اِخ ) ابن طغرل . دومین از امرای ایلک خانیه ٔ شرقی است در ٤٥٥ هَ . ق . : آنکس که برخلاف تو آرد به رزم روی او را بود نحوست و ادبار در قفا ور بایدت گواهی از پار تا کنون طغرلتگین بس است و قدرخان بر این گوا. امیر معزی (دیوان ص ٤٤). و رجوع به المعجم چ تهران ص ١٦٣ شود.
طغرلتگین .[ طُ رِ / رُ ت َ ] (اِخ ) (عزالدین ...) رجوع به تاریخ بیهق چ تهران ص ٢٢٦، و طغرلبک (عزالدین ...) شود.