طحو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طحو. [ طَح ْوْ ] (ع مص ) گستردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). گسترانیدن . (دهار). بگسترانیدن . (تاج المصادربیهقی ). مثل الدحو. (زوزنی ). ◄ گسترده شدن . ◄ به درازا کشیدن . ◄ خفتن بر پهلوی چپ . ◄ خفتن . ◄ رفتن . یقال : ماادری این طحا؛ ای ذهب َ. ◄ بردن چیزی دل کسی را. ◄ دور گردیدن . ◄ هلاک شدن . ◄ اندوهگین گردیدن . ◄ بر روی افکندن مردم را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ و الطحی لغةٌ فیه . (منتهی الارب ).