طالس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طالس . [ ] (اِ) به یونانی حلبة است . (فهرست مخزن الادویه ).
طالس . [ ل ُ ] (اِخ ) قریه ای است به شیروان .
طالس . [ ل ِ ] (اِخ ) ملطی . رجوع به «ثالس » شود. فیلسوف و ریاضیدان معروف یونانی، متولد در شهر ملطیه . و رجوع به ایران باستان ص ٢٧٥، ١٩٨، ٣٨٠ وتاریخ ادبیات ایران ترجمه ٔ رشید یاسمی ص ١٤٤ شود.