ضمیمه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ضَ مَ یا مِ) [ ع. ضمیمة ] (ص.) چیزی که به چیز دیگر پیوسته باشد، پیوست. ج. ضمایم.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ضَ مَ یا مِ) [ ع. ضمیمه ] (ص.) چیزی که به چیز دیگر پیوسته باشد، پیوست. ج. ضمایم.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ضمیمة. [ ض َ م َ ] (ع اِ) چیزی که با چیزی آن را فراهم کرده باشند. (غیاث ) (آنندراج ). ج، ضمایم . ♦ بضمیمه ٔ ؛ با. به اضافه ٔ. ♦ ضمیمه ٔ اعور . رجوع به زائده ٔ اعور شود. آویزه . (لغت فرهنگستان ). آپاندیس .
واژگان فارسی سره واژهدان
همراه، پیوست