صید زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صید زدن . [ ص َ / ص ِ زَ دَ ] (مص مرکب ) شکار کردن صید. شکار کردن . صید را به تیر یا حربه ٔ دیگر از پا درآوردن : آن کمان ابرو که تیر غمزه اش هر زمانی صید دیگر می زند. سعدی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صید زدن . [ ص َ / ص ِ زَ دَ ] (مص مرکب ) شکار کردن صید. شکار کردن . صید را به تیر یا حربه ٔ دیگر از پا درآوردن : آن کمان ابرو که تیر غمزه اش هر زمانی صید دیگر می زند. سعدی .