صواع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صواع . [ ص ُ ] (ع اِ) جام . ج، صیعان . (منتهی الارب ). ◄ جام بزرگ که در وی آب خورند. جای آب . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل ). ◄ پیمانه . (منتهی الارب ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل ). رجوع به صاع شود. ♦ صواع الملک ؛ قالوا نفقد صواع الملک . (قرآن ٧٢/١٢). گفته اند ظرفی بود که پادشاه از آن می آشامید و گفته اند مانند مکوک است که دست افزار جولاهگان است . و گفته اند از سیم و زر ساخته بود و گفته اند از مس بود. و آنکه فرهنگ نویسان صواع راجام سیمین معنی کرده اند، گویا نظر بدین صواع مخصوص داشته اند نه مطلق صواع .
صواع . [ ص ِ ] (ع اِ) جام بزرگ که در وی آب خورند. ◄ پیمانه . (منتهی الارب ). رجوع به صاع شود.