فرهنگ لغت

صنج

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(صَ) [ معر. ] (اِ.) ۱- معرب سنج. ۲- دو قطعه دایره فلزی که به وسیله بندی به انگشتان پیوندد.

معنی صنج | فرهنگ لغت