صماح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صماح . [ ص ُ ] (ع ص، اِ) خوی بدبوی . ◄ گند بغل . ◄ داغ . ◄ جانوری است مانند گربه که پشم بد دارد. دابة دون الوبر. (اقرب الموارد). ◄ پیه گداخته که دواء بر شکاف پانهند. ◄ (مص ) داغ کردن . (منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صماح . [ ص ُ ] (ع ص، اِ) خوی بدبوی . ◄ گند بغل . ◄ داغ . ◄ جانوری است مانند گربه که پشم بد دارد. دابة دون الوبر. (اقرب الموارد). ◄ پیه گداخته که دواء بر شکاف پانهند. ◄ (مص ) داغ کردن . (منتهی الارب ).