صمات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صمات . [ ص َ ] (ع ص، اِ) شیئی اندک و حقیر. (منتهی الارب ).
صمات . [ ص ِ ] (ع اِمص ) نزدیکی : بات من القوم علی صمات ؛ ای بمرای و مسمع فی القرب . ◄ نزدیکی انجام کار. (منتهی الارب ).
صمات . [ ص ُ ] (ع مص ) خاموش بودن . (منتهی الارب ). خاموش شدن . (مصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). ◄ (اِ) آنچه بدان خاموش شوند. ◄ سرعت تشنگی . (منتهی الارب ).