صفرابر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صفرابر. [ ص َ ب ُ ] (نف مرکب ) بُرنده ٔ صفرا و زائل کننده ٔ آن . آنچه صفرا را کم کند. آنچه صفرا را ببُرد : ترش روئی است زر صفرابر وقت صفرای تو زر بایستی . خاقانی . زر چو نهی روغن صفراگرست چون بخوری میوه ٔ صفرابرست . نظامی . و رجوع به صفرا و صفراشکن شود.