صعو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صعو. [ ص َع ْوْ ] (ع اِ) ج ِ صَعوَة. (منتهی الارب ). رجوع به صعوة شود. ◄ (مص ) خرد و باریک شدن سرکسی . ◄ بانگ کردن چوزه . (منتهی الارب ).
صعو. [ ص َ ] (اِخ ) وی جد جعفربن محمدبن ابراهیم بن حبیب صیدلانی مکنی به ابوبکر و معروف به ابن ابی الصعو است . (الانساب سمعانی ص ٣٥٢ برگ ب ).