صعنبی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صعنبی . [ ص َ ن َ با ] (اِخ ) قریه ای است به یمامة و ابومحمدبن اسود گوید: در بلاد بنی عامر است و در کتاب فتوح آمده است که عثمان بن عفان، خباب بن ارت را قریه ای در سواد به اقطاع داد که آن را صعنبی می گفتند. (معجم البلدان ).