صعاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صعاق . [ ص َ ] (ع اِ) آواز تندر. (از اقرب الموارد).
صعاق . [ ص ُ ] (ع مص ) آواز سخت کردن گاو. (از اقرب الموارد).
صعاق . [ ص َ ] (ع مص ) بی هوش شدن . (تاج المصادر بیهقی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صعاق . [ ص َ ] (ع اِ) آواز تندر. (از اقرب الموارد).
صعاق . [ ص ُ ] (ع مص ) آواز سخت کردن گاو. (از اقرب الموارد).
صعاق . [ ص َ ] (ع مص ) بی هوش شدن . (تاج المصادر بیهقی ).