صریمة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صریمة. [ ص َ م َ ] (اِخ ) دهی از دهستان جراحی بخش شادگان شهرستان خرمشهر. ٣٧ هزارگزی شمال خاوری شادگان . کنار رودخانه ٔ جراحی و راه خلف آباد به شادگان . دشت . گرمسیر مالاریائی . سکنه ١٥٠ تن . آب آن ازرودخانه ٔ جراحی . محصول آنجا غلات، شغل اهالی زراعت وحشم داری، صنایع دستی ایشان عبابافی است . در تابستان راه اتومبیل رو دارد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
صریمة. [ ص َ م َ ] (ع مص، اِمص ) عزیمت بر کاری و نیک دل نهادن بر آن . (منتهی الارب ). عزیمت . (مهذب الاسماء) (غیاث اللغات ) : وآن مصلحت را چنانکه ذکر رفته است به عزیمت و صریمت و کیاست و شجاعت کفایت کرد. (جهانگشای جوینی ). ◄ قطع کردن کاری .(غیاث اللغات ). ◄ (اِ) پاره ای از ریگ توده ٔ جدا. (منتهی الارب ). ریگ جداگانه . (مهذب الاسماء). ◄ (ص ) زمین دروشده کشت . (منتهی الارب ).