صرلاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(صُ) (اِ.) نک. اسطرلاب.<br>
فرهنگ فارسی معین
(صُ) (اِ.) نک. اسطرلاب.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صرلاب . [ ص ُ ] (اِ) مخفف اسطرلاب است : همی بازجستند راز سپهر به صرلاب تا بر که گردد به مهر. فردوسی . رجوع به اسطرلاب شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(صُ) (اِ.) نک. اسطرلاب.<br>
فرهنگ فارسی معین
(صُ) (اِ.) نک. اسطرلاب.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صرلاب . [ ص ُ ] (اِ) مخفف اسطرلاب است : همی بازجستند راز سپهر به صرلاب تا بر که گردد به مهر. فردوسی . رجوع به اسطرلاب شود.