فرهنگ لغت

صرداح

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

صرداح . [ ص ِ ] (ع اِ) صردح . جای هموار. (منتهی الارب ). زمین سخت . زمین مستوی . (معجم البلدان ).

صرداح . [ ص ِ ] (اِخ ) جائیست . گویند عبارت است از قلعه ای که جن آن را از برای حضرت سلیمان بنای کردند. اما این قول صحیح نیست چونکه آن بنا موسوم است به صرواح . (معجم البلدان ).

معنی صرداح | فرهنگ لغت