صدمه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(صَ دَ مِ) [ ع. صدمة ] نک. صدمت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(صَ دَ مِ) [ ع. صدمه ] نک. صدمت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صدمة. [ ص َ م َ ] (ع اِ) مصیبت . (منتهی الارب ). و فی الحدیث : الصبر عند الصدمة الاولی ؛ ای الصبر یحمد عند اول الرزیة. (منتهی الارب ). ◄ آسیب . گزند : آسودگی مجوی که از صدمه ٔ اجل کس را نداده اند برات مسلمی . ؟ رجوع به صدمت شود. ◄ (اِمص ) برکندگی . (منتهی الارب ). آزردگی . ◄ (مص ) سخت زدن . (مقدمه ٔ لغت میرسید شریف ). رجوع به صدمت شود. ◄ یکبار راندن . (منتهی الارب ). ◄ یک نوبت کوفتن دو چیز با هم . (غیاث اللغات ). ◄ آسیب رساندن . (غیاث اللغات ). رجوع به صدمت شود.
مترادف و متضاد واژهدان
آزار، آسیب، جراحت، خدشه، زیان، ضرر، گزند، لطمه، مضرت برخورد، شتم، شوک عیب، نقص
واژگان فارسی سره واژهدان
گزند، زیان، آفت، آسیب
فرهنگ نامهای فارسی
نام فارسی