صبر آوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صبر آوردن . [ ص َ وَ دَ ] (مص مرکب ) درنگ کردن . شکیبائی ورزیدن . تأمل کردن . شتاب نکردن : هر که صبر آورد گردون بررود هر که حلوا خورد واپس تر رود. مولوی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صبر آوردن . [ ص َ وَ دَ ] (مص مرکب ) درنگ کردن . شکیبائی ورزیدن . تأمل کردن . شتاب نکردن : هر که صبر آورد گردون بررود هر که حلوا خورد واپس تر رود. مولوی .