صبح نشینان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صبح نشینان . [ ص ُ ن ِ ] (اِ مرکب ) ج ِ صبح نشین، اسم فاعل مرکب مرخم . کنایت از صبح خیزان است که مردمان عابد سحرخیز باشند. (برهان ) : صبح نشینان چو شمع، ریخته اشک طرب اشک فشرده قدح، شمع گشاده شراب . خاقانی .