صبح نخست
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صبح نخست . [ ص ُ ح ِ ن ُ خ ُ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) صبح کاذب . دم گرگ .تار بام . غطاط. بمعنی صبح ملمعنقاب است که کنایه ازصبح کاذب باشد رجوع به صبح نخستین شود : به صدق کوش که خورشید زاید از نفست که از دروغ سیه روی گشت صبح نخست . حافظ.