صبح فش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صبح فش . [ ص ُ ف َ ] (ص مرکب ) مانند صبح . همانند صبح : زآنکه برهنگی بود زیور تیغ صبح فش صبح برهنه می کند بر تن چرخ زیوری . خاقانی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صبح فش . [ ص ُ ف َ ] (ص مرکب ) مانند صبح . همانند صبح : زآنکه برهنگی بود زیور تیغ صبح فش صبح برهنه می کند بر تن چرخ زیوری . خاقانی .